اردیبهشت
21 اردیبهشت سالروز تولدمه
اردیبهشت!...*
اردیبهشت زندگیام را رقم زدند
احساسِ خیسِ پنجرهها را به هم زدند
من که حساب کار خودم را نداشتم
فال مرا به نحسی و شومی، به غم زدند
با خاطرات کودکیام خاک میشوم
در صور مرگ من این بار، دم زدند
گفتند: «بس!» که فرصت ماندن تمام شد
پای حساب ماندنم اینجا چه کم زدند
دارم برای ترک خودم فکر میکنم
باید که رفت! اسم مرا هم قلم زدند
حس مرا به کوچه ابهام میکشند
ماندن حقارتی که برایم رقم زدند
اوقات خوش آن بود که با دوست به سر شد
وقتی هیأت میرفتم، میدیدم یک عده بهعنوان میوندار نشستند جلوی مداح و وقتی مداح شروع به مداحی میکرد، با سوزو اشتیاق عجیبی به سر و صورت خودشون میزنند. خصوصاً اگه روضه، روضه امام حسین(ع) و مادرشون حضرت زهرا(س) و خواهرشون حضرت زینب(س) باشه.
پیش خودم همش فکر میکردم و میگفتم یعنی میشه من هم یه روز برم اون جلو جلوها بشینم و مزّه جلونشستن رو بفهمم.
از اداره که داشتم میرفتم خونه، یکی از همکارام اومد پیشم و گفت امشب میخوام ببرمت هیأت حضرت زهرا(س). گفتم فلانی من کار دارم. گفت دِ نشد دیگه. اگه بفهمی کجا میخوام ببرمت، نه نمییاری. توضیح که داد، فهمیدم جای خوبی میخوایم بریم.
شب اول بود. رفتیم توی یه خونه. از در که وارد شدیم، دیدم مداح اهل بیت(ع)، حاج سید مهدی میرداماد جلوی در وایساده و به عزادارایی که وارد هیأت میشن خیرمقدم میگن. برگشتم روبهطرف همکارم کردم و گفتم روحالله میدونی اینجا ... حرفم رو با تکون دادن سرش و بالا پایین بردن پلکش قطع کرد.
سخنران جلسه حضرت حجتالاسلام والمسلمین میرباقری (حفظهالله تعالی) بودند. وقتی پای منبرش نشستم انگار کسی با میخ منو به زمین چسبونده بود. ایشون درخصوص تأثیر قرآن بر انسان صحبت کردند. پس از ایراد سخنرانیشون، روضه خوندند. روضه ایشون که تموم شد، با کمال تعجب دیدم مداح اهل بیت(ع) حاج محمدرضا طاهری اومدند و شروع به خوندن روضه کردند. دوبیتیهایی خوندن که دل آدم رو آتیش میزد.
آواز مرغ خسته شب جور دیگری است
خوابم نمیبرد، دلم آشوب میشود
می لرزم از تجسم آن لحظه کبود
یعنی حسین مادرمان خوب میشود؟
***
من فکر میکنم که اگر میخ در نبود
میشد به زنده ماندن محسن امید بست
تو فکر میکنی شبه پشت در که بود
بابا چرا بلند نشد، در چرا شکست
***
کاش ای حسین پهلوی مادر نمیشکست
از سینهاش مقابلمان خون نمیچکید
ای کاش لحظهای که درِ خانه میشکست
ما دستمان به گوشه آن میخ میرسید
***
بغضیاست در دلم که به جانم شرر زده
ای عشق با تو صحبت این راز میکنم
مهمان اگر رسید دوباره برایمان
در را از این به بعد خودم باز میکنم
***
امشب بیا برای تصلای داغمان
این شام تیره را به عبادت سحر کنیم
یا اینکه سر به شانه هم تا اذان صبح
بی آنکه هیچکس شنود ناله سر کنیم
***
اینک تنین ناله زینب شده بلند
عرش خدا به ضجّه در آشوب میشود
گریان حسین بر رخ او بوسه میزند
یعنی بخواب مادرمان خوب میشود
***
بعد از ایشون، حاج سعید حدادیان اومدند و روضه خوندند. شب دوم، حاج محمود کریمی روضه خوندند و شب سوم هم حاج حسن خلج بود و حاج سیدمهدی میرداماد. این سه شب حال عجیبی داشتم. یکی بهخاطر اینکه رفتم و جلوی مجلس نشستم و دیگر اینکه توی سه شب چهارتا از بهترین مداحهای ایران (حاج محمدرضا طاهری، حاج سعید حدادیان، حاج حسن خلج و حاج سیدمهدی میرداماد) رو زیارت کردم.خیلی دوست دارم، یه شب هم بشینم پای روضه حاج منصور ارضی.
اسمِ بدون تو میمیرد!...
اصلاً اگر بهانه چشمانتان نبود
چیزی به نام عشق و غزل در میان نبود
گفتم که میرسم به تو آخر ولی نشد
تقصیر دل نبود بگوید، زبان نبود
گفتم که زندهام که تو را زندگی کنم
حسرت نمیخورم که چرا درعیان نبود
دستت میان دست یکی، مرگ من رسید
لب بر دهانة جام، ولی شوکران نبود
چشمت میان قلب یکی آشیان گرفت
من آمدم، برای غریب آشیان نبود
باشد! برو ولی عشقت شکستنی است
نفرین به این زمانه، ای کاش جهان نبود
آیا شیطان راه توبه و بازگشت دارد؟
از چند جهت می توان گفت: برای شیطان راه توبه و برگشت وجود ندارد:
1. قرآن مجید اعمالی را قابل توبه می داند که از روی نادانی انجام گیرد:
«انما التوبة علی الله للذین یعملون السوء بجهالة؛ پذیرش توبه بر خدا است نسبت به کسانی که از روی جهالت کار زشت انجام می دهند» (نساء آیه 17).
در جای دیگر فرمود: «پروردگارتان رحمت بر بندگان را بر خود نوشته است که هر کس از روی نادانی کار زشتی انجام دهد، سپس توبه نماید و خود را اصلاح کند، او توبه پذیر و مهربان است» (انعام آیه 54).
منظور از جهالت، ندانستن نیست، بلکه عمل زشتی است که از روی طغیانگری و عناد سر نزده باشد، بلکه از روی هوی و هوس انجام شده باشد. در روایتی از امام صادق (ع) نقل شده که مقصود از جهالت ، گناهی است که بندة خدا آن را انجام می دهد که گرچه از حکم آن آگاه می باشد، ولی آن گاه که تصمیم می گیرد عمل خلافی انجام می دهد، در واقع جاهل است. آن گاه حضرت به آیه ای که مربوط به حضرت یوسف (ع) است استدلال میکند (بحارالانوار، ج6، ص32) قرآن مجید از یوسف یاد می کند که وی به برادرانش گفت: آیا به خاطر دارید ستمی که بر یوسف و برادرش روا داشتید، در حالی که همگی نادان بودید؟ (یوسف آیه 89).
نادانی به معنای ناآگاهی آنان از زشتی ظلم نبود، بلکه همگی آن را می دانستند، ولی این علم در بازداری آنان مؤثر نبود، گویی نسبت به زشتی کار خود به کلی ناآگاه بودند. خودخواهی و هوی و هوس مانند حسادت میان آنان و زشتی عمل پردة ضخیمی پدید آورده بود.
بر این اساس شیطان که از روی طغیان و تمرد نافرمانی خدا را کرد، راه توبه را روی خود بسته است.
شیطان از خدا می خواهد به او مهلت دهد تا دیگران را گمراه کند، نه این که به جبران گذشته بپردازد. «از آیات قرآن استفاده می شود که شیطان بعد از انجام آن گناه و ایستادگی و لجاجت در برابر پروردگار سعادت و نجات خود را در جهان دیگر به کلی به خطر انداخت، بنابراین ، گناهان شیطان به حدی است که قابلیت توبه را از او سلب کرده و توبة او قابل پذیرش نیست و جایگاه ابدی او جهنم خواهد بود».( تفسیر نمونه، ج6، ص 105 ـ 112).
2. یکی از شرایط توبه، جبران گذشته و اصلاح آن است و این امر برای شیطان قابل اجرا نیست، زیرا گناه او علاوه بر نافرمانی خدا، گمراهی بسیاری از مردم بوده است. کسی که دیگری را گمراه کرده، اگر بخواهد توبه کند و توبه اش پذیرفته شود، باید همه آن ها را هدایت نماید. چگونه می تواند شیطان، افرادی را که در طول قرن های متمادی به هر طریق گمراه کرده، هدایت کند؟!
شیطان اهل توبه نیست. در روایت است كه یك بار حضرت عیسی مسیح(ع) واسطه شد تا خدای او را بیامرزد، ولی ابلیس با پرروئی استنكاف از توبه كرد و حتی جسورانه گفت: آدم های من بیشتر از آدم های خدایند! چرا من زیر پرچم او بیایم!؟(ر.ك. به رساله بسوی محبوب، آیت الله بهجت، قسمت سخنرانی مشهد).
به هر شكل به حسب این نقل خداوند حاضر به بخشش او شده بود و این از قاعده كلی عفو و رحمت الهی طبیعی است، لكن از باب این كه «ثم كان عاقبة الذین أساءوا السوی أن كذبوا بآیات الله» ـ یعنی عاقبت كسانی كه اعمال بد انجام دادند به آن جا كشید كه تكذیب آیات الهی كردند ـ كار او به جایی كشیده كه دیگر آیات الهی را انكار كرده و به سخریه می گیرد.
چگونه كسی كه حجود و كفر او از آن جا آغاز شد كه خداوند آدم ـ به عنوان نمادی از انسان كامل، یعنی همه انبیاء(ع) و اولیاء(ع) ـ را واسطه بین خود و دیگران قرار داد، حالا بیاید خودش اولیاء خدا را واسطه بین خود و خدا قرار دهد!؟ چگونه سبب كفر او سبب ایمانش گردد؟!
همه باید از این حقیقت درس بگیریم كه نظام تكوین بی حساب نیست، و گاه عاقبت و نتیجه خاصی را بر اعتقاد و عمل ما تحمیل می كند.
به همین خاطر ما هرگز نمی توانیم به آرزو و خواسته ای دلخوش داریم و به عمل خود فكر نكنیم. تعبیر «أمانیّ» در قرآن در وصف بعضی از بنی اسرائیل به همین معنا است. دین آنها گاه در حد یك آرزو و خواست قلبی خلاصه می شده، بدون آن كه مراقب اعمال خود باشند. قرآن عاقبت این ها را ختم به خیر نمی بیند.
ما همیشه باید به خدا پناه ببریم از این كه اعمال ظاهر و باطن، ما را به تباهی بكشد؛ به جائی كه توفیق هر تلاش نجات بخشی از ما سلب شود!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منبع: کانون گفتگوی قرآنی
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=20838
تماشای خیال
شعر ذیل، غزل عرفانی است از جناب حجتالاسلام والمسلمین علیاکبر رشاد ـ عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ـ ؛ امید است که مقبول افتد:

کاش در خلوم امشب تو فقط بودی و من
آگه از این دل پُر تب، تو فقط بودی و من
کاش حتی دو ملک را زِ برم میبردی
در حرمخانهام امشب تو فقط بودی و من
من هم از سینه، دلِ هرزه برون میکردم
این دلِ صددله یارب! تو فقط بودی و من
کاش هنگام دعا، لب زِ میان برمیخاست
بیمیانجیگریِ لب، توفقط بودی و من
واژه در مطلب دل، واسطه خوبی نیست
کاش بیواژه و مطلب، تو فقط بودی و من
واژه نامحرم و دل، هرزه و لب، بیگانهاست
کاش بیواسطه هر شب تو فقط بودی و من
روزها کاش نبودند و همه دم شب بود
شب بیاختر و کوکب، تو فقط بودی و من
فاش گویم غم دل:کاش خدایا! دایم
من بُدم از تو لبالب، توفقط بودی و من
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منبع: مجموعه شعر «تماشای خیال»؛ علیاکبر رشاد؛ انتشارات اطلاعات؛ چاپ سوم؛ 1386؛ تهران.
تبلیغات